تبلیغات
شهرستان فیروزآباد فارس
 
شهرستان فیروزآباد فارس
آسه برو آسه بیا که اینجو فیرزآباده
 
 

سلام خدمت همشهریان عزیز من یه چند مدتی نبودم که مطلب بذارم الانم خیلی وقت نمیکنم وجمع آوری مطلب واقعا برام سخته مخصوصا عکس و ازشما میخوام که با من همکاری کنین؛اگر عکس یا مطلب ؛شعر یامطلب وحکایتی در زمینه شهرمون دارید ممنون میشم واسم بفرستیدتا با اسم خودتون بزارم.در زمینه عکس اگر عکس از تفریحگاههای شهرمون یا خیابان ومحله ها قدیمی که خاطرات را واسه ما زنده کنه مخصوصا برای افرادی که چندین ساله از شهرمون دور بودن ودسترسی ندارن به اینکه بیان وخودشون ببینن ممنون میشم بفرستین واسم.

SAEED.NATTYBOY3@GMAIL.COM





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: توسط : سعید

* پابُر

نظیر:او دیگه از این فلکه پابُر شد

 

* پا تو دهن سگ بودن

نظیر:دیشب تا صبح خواب به چشمام نیومد!پام تو دهن سگ بود.

 

* پای پتی،کلاه شش عباسی

مثل:جیب خالی پز عالی

 

* پایین تف کنی ریشه

بالاتف کنی سبیله.

 

* پِت/pet/

نام پرنده ایی است کوچک تر از گنجشک

 

* پِخش(پِخچ)

کودن،کم حواس،حواس پرت

 

* پَر/par/

قله کوه پایه گویند

 

* پَرچال

کثیف،بی نظم

 

* پِر خوردن

چرخیدن،زُر خوردن.تُر خوردن

نظیر: وقتی بلند شدم دنیا دور سرم پِر می خورد.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 28 شهریور 1390 :: توسط : سعید


تیم شهید فالی 1362







نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 15 تیر 1390 :: توسط : سعید

بچگی ها چه روزگاری داشتیم

توی زمستون بهاری داشتیم

 

خنده رولبهای همه زُل می زد

تو دروازه ی قلب همه گُل می زد

 

عروسیا رنگ عزا نداشتن

جانمازا بوی ریا نداشتن

 

ویسکی وبَنگ وشیشه واِکس نبید

فیلم های آنچنانی و س ک س نبید

 

تو مسجدا عطرِ گُل صفا بید

روی لبا زمزمه ی خدا بید

 

دمپزی بید ویخنی وسردیگی

پای مُنارو اوشُرشُرو وتُل ریگی

 

پوشش زن سراندازوحجاب بید

با یک تیکه ی رخت ولباس مُجاب بید

 

صورتاشون نیاز به سُرخاب نداشت

بُرنزه بید نیاز به آفتاب نداشت

 

وقتی میرفت یه پیر مرد اَدنیا

گریه بیدوماتم واشک وغوغا

 

زیاد نبید اینهمه پول نزول

آدم لوس وبی شعور وفضول

 

کوس کَللی بید ودعای بارون

اُو می چکید از لی ویرِ آسمون

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 18 خرداد 1390 :: توسط : سعید

* بَختار کسی افتادن:

به جان کسی افتادن

 

* بَرچیدن:

جمع کردن مثل برچیدن مغازه

 

* بِر شدن:

خیره شدن

 

* برفتم اردکون بلکه خوشم بود

همان جور وجفا و واکشم بود

 

ترک وطن هم سبب پیشرفت من نشد.

 

* بروملخت را بچران!

برو ملخ گِنات را بچران هم می گویند.

/GEN/که در زبان پهلوی گِنَک بوده ومعنی حیران وسرگردان می دهد.

کنایه از کار بیهوده کردن

 

* بِز/BEZ/

زنبور

 

* بِز تُخمی:

زنبور بزرگ که درد آورترین نیش ها را دارد.

 

* بُز بخیالش می چره

گرگ بخیالش می بره

 

هرکس با چشم خود به دنیا می نگرد.

 

* بزن بادر(بهادر):

دُی محل،یکه بزن،داش،لوطی

 

* بُزی که ندارد دو قازی بها

چه در گله باشد چه در گله ها

 

* بِسازُم:

زنی که با ناملایمات زندگی بسازد.

 

* بَعد هرگزی گُلِ نرگسی

 

* بَق/BAGH/:

قورباغه

 

* بُک/BOK/:

شعله ور شدن آتشپ

 

* بَل/BAL/:

نوعی کیسه که از برگهای نخل بافته می شود.مثل بوریا

نظیر:بَل تنباکو

 

* بوم خسون :

بارانی که ریز ریز ویکنواخت فرو می افتد.

 

* بونکو/BONKOO/:

دسته،گروه

نظیر:میرزا وهاب از بونکو نبی لوطو بود.

 

* بوی تُرشال :

بویی بد از میوه یا موادی که خراب شده.

 

* بَنه شه :

بنه(پسته کوهی)نرسیده در حالتی شبیه غوره.

 

* بجای شه نشیند عقرب کور

 

* به خرج کسی نرفتن

نظیر:هرچی گفتم نکن به خرجش نرفت که نرفت!

 

* به دل کسی برات شدن

نظیر:به دلم برات شده بود که غزل خداحافظیه.

 

* به هرکی میرسی میگی ومیخندی

به ما که میرسی درشو میبندی

 

* بی خر در قافله وبی بار در آسیو(آسیاب)

مثل:علی بی غم

 

* بی بُرو بَرگرد

فی الفور

 

* بیسی/BISI/:

فرستادن دنبال چیزی

 

* بینه/BINE/:

مدخل حمام،رخت کن





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 17 خرداد 1390 :: توسط : سعید





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : جمعه 19 فروردین 1390 :: توسط : سعید

*از کُنار تا منار هفت گنج خسرویه

مثالی است که محلی ها می گویند.

کُنار:همان درخت سدری است که در دروازه شمالی شهر گور(یا دروازه خوید)که هنوز موجوداست.

منار:همان برج شهر گور{فیروزآباد}است که درمرکز حصار شهر قرار گرفته.قدما عقیده دارند که زیر زمین مابین کنار تا منار که تقریبا یک کیلومتر است سرشار از گنج است!!!

 

*اُسکرو/oskoro/

نشستن در حالتی جمع وجور مثل چمپاتمه زدن.

 

*اِشکیزه/eshkize/

چوبی که به جای  آب چکدیوارهای کاه گلی به کاربرده می شد.

دراصل اشک آویز بوده وهمان پَرچین است.

 

*اَلوک/alok/

بادام کوهی،مجک.

 

*اوبیلیق/owbiligh/

آب دهان

 

*اُوسُ/ouso/

بعدن

 

*اُسِی/ousey/

قبلی

 

*اومی خوره مثل طغارخدا

نه شیخ می خواد نه کدخدا

 

قسمت (ب):

*با چَکون چَک باش وبا دَمچَک مَچَک.

در معاشرت ومعامله با دیگران مثل آیینه عمل کن.

 

*باد پیرزن کُشون

بادی که در چله کوچک زمستان می آید.

 

*بارهِشتَن

غذا روی آتش گذاشتن

کنایه به کفن ودفن هم هست.

 

*بالک ولیویر آویزان

اَخم وتَخم کردن

لیویر:لب پایین،لوچه

 

 

*بُت خِر کسی گرفتن

بُت به معنی انتها

خِر:گلو


*ازگربه گفتند گُت دواست

گِل ریخت روش





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 21 اسفند 1389 :: توسط : سعید

دوستان قول داده بودم عکسهایی از فیروزآباد بذارم ولی متاسفانه وقتی رفتم پیش یکی از عکاسان معروف تا ازش عکس در زمینه شهرمون بگیرم با وجود آشنایی،گفت که هر عکس را که برات رو سی دی میزنم قیمت تک تکشو ازت میگیرم.
واقعا تاسف داره حاضر نیستند برا شهرشون یه کار کوچیک بکنن البته حق داره اونم زحمت کشیده ولی مثلا برا 30 تا عکس 15000تومن میگرفت.این انصاف نیست.در هر صورت من عکسهایی که خودم از طبیعت فیروزآباد داشتم را براتون میذارم.
اگه شما هم عکس جالب داشتید برام ایمیل کنید تا بذارم

BOY3.GREAT@YAHOO.COM

 






نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 19 بهمن 1389 :: توسط : سعید

با عرض سلام خدمت همشهریان ،یکی از آشنایان یک کتاب بهم معرفی کردن که یکی از همشهری های خوبمون زحمت نوشتنش را انجام داده و واقعا کتاب جالبیه که بد نیست مطالعه اش کنید.اسم کتاب هست "حرف های گوشه دار"مثل های تر،تعبیرات واصطلاحات پهلودار فیروزآبادی نوشته مهرداد هدایتی.که واقعا دستش درد نکنه،با اجازه نویسندش از این به بعد من قراره از این کتاب برای شما مطالب جدا کنم البته مطالب منتخبشو نه همشو چون زیاده وبصورت بخش بندی وهمونجور که توی کتاب نوشته بذارم روی وبلاگ امیدوارم که لذت ببرید.

واین هم اصطلاحات وعقایدوضرب المثل هاوتیکه شعرهای فیرزآبادی بخش اول،در ضمن توضیحات در زیر بعضی اصطلاحات نوشته شده.

 

بخش1(الف)

*آب ازپس انگور/نیش از دم زنبور

 

*آب از پس انار/نیش از دم مار

یعنی(خوردن آب بعد از انگور وانار اشتباه است)

 

*آب افتادن روی کوخون کسی

1)کوخون همان کوهان است،کنایه ای است به گود نشاندن کسی،به منظور عیب وایراد گرفتن از او.

2)نوبت به شخص مورد نظر رسیدن.

 

*آب اگه خاصیت داشت قورباغه زنجیر میپوکوند

نظیر:دکتر گفته:مایعات بخور،

ای بابا!آب اگر خاصیت...

 

*آب به کلاه کسی نپیماندن

(درمقام تحقیر کسی گفته می شود؛بی محلی کردن)

 

*آب تو روده های کسی کردن[بودن]

(هول هولکی کاری را انجام دادن وبی قرار بودن)

 

*آب خَلو،مُفتِ گربه رو

خَلو:مستراح،دستشویی

مثل:آب لجن،می گرده گودال را پیدا میکنه!

 

*آب دریا،برده مالشِ،کف جمع میکنه!

(کوشش بعد از رفتن مال بیهوده است.)

 

*آبش کن حُرابو / کور علی ده، سیرابو

(با اضافه کردن چند پیاله آب به غذا می توان تعداد بیشتری را غذا داد حتی با وجودی که غذا حُر شود)

حُر:آبکی،شُل

 

*آپولو هوا کردن

(کنایه به کاری سخت)

آپولو:سفینه فضایی

نظیر:زود باش!مگر می خواهی آپولو هوا کنی؟

 

*آسمان کُره انداخته

(وقتی هوا ابری است ولی باران نمی بارد)

کُره: نوزاد حیوانات

 

*آش نلبکین کجا / طغار شاه بگی کجا؟

(غذایی انک برای آدمی شکمو را گویند)

 

*آدم بی تُنبون شب خواب تُنبون میبینه!

تنبان:شلوار مردان ودامن بلند زنان.

 

*آدِی/adey/

آقا دایی

 

*ابر سوخته صباحی خرتِ برون پناهی ابر سوخته پسینی خرتِ برون باکی نیست[هرگز بارون نبینی]

(چاربدارها می گویند: اگر ابری صبح در جایی که نور خورشید طلوع می کند جلو نور خورشید را گرفته باشد نشانه بارندگی طولانی است واگر در هنگام غروب ابر سوخته رنگ در افق جایی که نور خورشید غروب میکند،دیده شد،نشانه ی پایان بارندگی است)

 

*احترام شوهر کرد

نظیر:نه حرمتی،نه احترامی،پسره تو پوزی نخورده!

 

*اِر آوردن

(کسی را ذِله کردن،حوصله کسی را سر بردن)

 

*ازبس که هست سگ لاس / نیست جای کهنه پلاس

سگ لاس:سگ ولگرد وپِلاچ.

نظیر:چرا تو امتحان استخدام شرکت نفت شرکت نکردی؟

-ای بابا از بس که هست سگ لاس نیس...

 

*از پِر/per/

از دم،همگی،همه چیز را شامل بودن.

 

*از خرِ رنجی،لگد(لغَت)غنیمته(شَتَله)

شَتَل:غنیمت

نظیر:از خرس،مو کندن شَتَله

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389 :: توسط : سعید

اَشهره شیراز که میوی سی پایین

کِرُم بشین دشت وکَمَر وببین

بَعد کَوَل پل کَوَل آلِیّه

اورتَرش کوه وکمر آلِیّه

اَ تل سرخو ،کوه کله قندی

دیه نَمیرُم اَ ترسِ جاده بندی

*قافیه تنگه نمیشه سیت بِگُم

*که حرفِ جنگه نمیشه سیت بِگُم

اوشو که تُرکا تو سحر جنگیدن

پشت سر اسب کَهَر رقصیدن

باکوله بارو قطار فشنگ

هی میچکوندن به وقت نبرد

آسه برو آسه بیو که اینجو فیرزآباده

اگه خُدوی نکِرده پات بوسوره

توسازه اُسو میرزو

روناقاره ی اُسو قَره میکوبند

شیر فلکته میبندن

تو کُلوکِت میکنن

*

*

درختی دیدم که میونه ده بید

اَقَدِ درختو لَکِه دِلکُویز بید

دختر داتی بخدا قشنگه

جومه ی مشکی بتَنِش قشنگه

دختر داتی وقتی عاشق میشه

اَعاشقی،عاشق صادق میشه

اَقَدِدرختو لَکه دار میکنه

پیرزنِ ده وقتی بَچَش ناخوشه

اَناخوشی مثله تُوِوی پر تَشه

کَلکو بیشی ایی همه پِرمه نکن

تو چیشه کورا دیگه سرمه نکن

ای کاشکیارو کاشتند وسبز نشد

بالنگِ زردِ خونمون موز نشد

آب روی زمین نریز زمین تر میشه

کره الاغ بزرگ که شد خر میشه

حالوبدوبدو دول بیار اُو بِکَش

اُبِکَش بِل رو تش

.............

امیدوارم مورد پسندتون باشه





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389 :: توسط : سعید
( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ
باسلام خدمت شما بازدید کننده گرامی،هدف از مطالب این وبلاگ آشنایی با فرهنگ مردم اصیل فیروزآباد هست.در صورت داشتن هرگونه انتقاد یا پیشنهاد لطفا در نظرات بفرمایید.

مدیر وبلاگ: سعید
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو